خرید بک لینک

برچسب: نویسنده: امیرحسین تاريخ: دوشنبه 30 دی 1392 ساعت: 0:45

عشق را بـا خـون خـود کردی تـو معنـا ای شهیـد!

خـویـش را بـردی بـه اوج عـرش اعـلا ، ای شهید!

زنـدگی تسلیم تـو شد ، مــرگ خــالی از عــدم

زنـده تــر از تـو نمی بینـم بـه دنیــــا ای شهیـــــد!

در کـلاس عشـق تــو ، استــادهــا بنشستــه اند

کـــز تـو آمـوزنــد ســــرمشق الفبـــا، ای شهید!

نــور می پــاشی بسان مــاه بــــر قصر امـل

عشـق می نوشد ز تـو عــاشقترین ها ای شهید!

مـأمـن جــانْ پَـرورت ، ســـــرمنــزل مقصـــودها

حـــاصلی از بــاورت ، روح تـجلّا ای شهیـــــــــد!

عـــالمی حیـــران بـه شور و عشقبــــازی های تـو

گلشنـــی حسرت بـــه دیـدار تـو رعنـا، ای شهید!

جــز خــدا واقف نـشد بـــر اوج عـرفـان تــــو کس

چــونکه گشتـــه عـاشقت آخـر خـدا را ای شهیـد

برچسب: نویسنده: امیرحسین تاريخ: دوشنبه 30 دی 1392 ساعت: 0:42

ای روشَنایِ دیده ام ، آرام جان خسته ام
در انتظار مقدَمَت ، دل را به لطفت بسته ام

بازآ دوباره در بَرَم ، شوری فتاده در سرم
باز آ مرا اینجا ببین ، وقت غروب دیگرم

پر می زند هر دم دلم ، مشتاقم از روی کَرم
بخشی منِ دلداده را ، یکدم حضورِ «حاضرم»

تو مُنتهای حاجتی ، در عین قدرت رحمتی
شایسته باشد گر کنی ، حاجت روایم ای سخی

ثور و ثریا را بگو ، شمس و قمرها را بگو
اندر زمین و آسمان ، رب رحیـــما را بگــو

جویای اویم هرزمان ، عشقش گرفته درمیان
صبرم دوصد چندان کنم ، کاید به بالینم عیان

چله نشینم بهر تو ، افتاده ام در بند تو 
بازآ و بازم می رهان ، چون کس ندارم غیرِ تو

حور و پری شاد آمده ، آزادِ آزاد آمده
آنکو که حول عرش رب ، یارش به دیدار آمده

خوش باش حالا بنده ای ، کز حوریان هم برتری
گر سرنهی بر امر رب ، از این و آنَت می رهی

دزدان ره اندر کمین ، من مانده ام اینجا غمین
باز آ کنارم ای خدا ، با تو شوم از متّقیــن

ذکر تو آرامم کند ، دیدار تو شادم کند 
اُدعونی اَستَجِب لَکُم ، خواهم که آزادم کند ...

برچسب: نویسنده: امیرحسین تاريخ: دوشنبه 30 دی 1392 ساعت: 0:40

دلـــت کـه گـرفــت ،

ديگر مـنـتِ زميـــن را نــکـش !

راهِ آسمـان بـاز است ...

پر بکش !

او هميشه آغوشش باز است ،

نگفته تو را مي خواند ...

برچسب: نویسنده: امیرحسین تاريخ: دوشنبه 30 دی 1392 ساعت: 0:39

الهی ...
سه خصلت است که نمی گذارد از درگاهت چیزی بخواهم ،
و فقط یک خصلت است که مرا به آن ترغیب می کند ؛

آن سه خصلت عبارتند از :
فرمانی که داده ای و من در انجامش درنگ کرده ام ،
و کاری که مرا از آن نهی فرمودی ولی من بدان شتافته ام ،
و نعمتی است که عطا فرموده ای ولی من در شکرگزاریش کوتاهی نموده ام ...

و اما تنها مساله ای که مرا به سویت می خواند :
تفضل و مهربانی تو به کسی است که به آستانت روی آورده ،
و چشمِ امید به تو بسته است ...

همه ی لطف و احسانت از روی تفضل ،
و همه ی نعمتهایت بی سبب و بدونِ زمینه ی استحقاق است ...

 

" دعای 12 صحیفه ی سجادیه - بخش 1 تا 3 "

برچسب: نویسنده: امیرحسین تاريخ: دوشنبه 30 دی 1392 ساعت: 0:37

hwk.jpg 

بر خاک افتادن ..

لیاقت و سعادت می خواهد،

 اگر که در برابر خداوند متعال باشد ..

ذلت و شقاوت می خواهد ،

 اگر در برابر غیر خدا باشد ؛


.: لیاقت و سعادت برایت آرزو دارم :.

 

برچسب: نویسنده: امیرحسین تاريخ: دوشنبه 30 دی 1392 ساعت: 0:33

یک نگاهی به شمعدانی کنار پنجره ات بینداز

ببین چگونه زمانی که برگی زرد و پژمرده از ساقه

 جدا می شود،

باز جوانه ی امیدی دیگر سر می زند!

و باز غنچه ای و باز شکوفاییِ گلی...

و باز امید و باز امید و باز امید...

برچسب: نویسنده: امیرحسین تاريخ: دوشنبه 30 دی 1392 ساعت: 0:27

برچسب: نویسنده: امیرحسین تاريخ: دوشنبه 30 دی 1392 ساعت: 0:26

عالم مجازی هم محضر خداست...

یادت باشه خدا یک کاربر همیشه آنلاین اینجاست...

تک تک کلیک هاتو رو می بینه...

حواست رو جمع کن...

شرمنده اش نشی...

برچسب: نویسنده: امیرحسین تاريخ: دوشنبه 30 دی 1392 ساعت: 0:25

برچسب: نویسنده: امیرحسین تاريخ: دوشنبه 30 دی 1392 ساعت: 0:25

برچسب: نویسنده: امیرحسین تاريخ: دوشنبه 30 دی 1392 ساعت: 0:13

صفحه بندی